.
دقيقا يك ماه پيش در چنين روزي بود كه نتيجه نهايي
انتخابات يازدهمين دوره رياست جمهوري اعلام شدو جناب آقاي حسن روحاني
توانست اعتماد مردم را جلب كند.
از آن روز تاكنون، رئيس محترم مجمع
تشخيص مصلحت نظام، كه پيش از انتخابات صراحتا، حمايت خود را از كانديداتوري
جناب روحاني اعلام كرده بود، پس از سكوتي چندساله، مجددا سعي در حضور
پررنگتر در عرصه سياسي كشور دارد.
جناب آقاي هاشمي كه خودشان پيش از
اعلام صلاحيت نامزدها در ديدار با آقاي رفيقدوست، احتمال عدم احراز
صلاحيتش به دليل سن بالا را مطرح كرده بود، با اعلام نتيجه انتخابات، گويي
به روزگار پيشين خود بازگشتهاند و تقريبا در اكثر روزهاي هفته طي ديدارهاي
مختلف (كه تعدادشان به ديدارهاي رئيس جمهور منتخب شانه ميزند) به تبيين
نظرات و ديدگاههاي خود ميپردازند.
جناب آقاي هاشمي كه پيش از اين و
در روز اعلام نام كانديداي پيروز، انتخابات يازدهم را دموكراتترين
انتخابات دنيا ناميده بود ( و البته چنين نظري را در سال ۸۸ بيان نكرده
بود) و حتي در مقام يك حسابرس، خواهان بررسي درآمدهاي ۸ساله اخير شده است،
حالا در اظهار نظري جديد گفته است كه: «انتخابات ۲۴ خرداد رونمایی از
اندیشه اعتدالی مردم ایران بود که سالها در زیر آوار افراط و تفریط مکتوم
شده بود.»
البته ايشا
و باز هم اين سوال پيش ميآيد كه كنترل تيتر و روزنامهها فقط در
دولتهاي نهم و دهم شكل گرفت يا بايد سابقه آنرا در دولتهاي قبلي جست.
ايشان احتمالا فراموش كردهاند كه ولنگاري بيش از حد دوران اصلاحات در عرصه
رسانه، معلول، علت هايي در دولت سازندگي بوده است.
رئیس مجمع تشخیص
مصلحت نظام در تشریح اوضاع پس از انتخابات نیز گفته است: « نظر دنیا نسبت
به ایران عوض شده و دیگر از مطالب توهینآمیز در رسانههای دنیا کمتر خبر
منتشر میشود.»
و در خصوص اين سخنان آيت ا... بايد گفت كه نظر دنيا از
۲۲ بهمن ۱۳۵۷ عوض شده است. اتفاقا مطالب توهينآميز آنها نشانه راه درستي
بود كه حضرت امام گامهاي نخستش را برداشته بود و شما هم افتخار همراهي با
ايشان و جانشينشان را داشتهايد. شما كه محضر امام(ره) را درك كرده ايد
يقينا ميدانيد كه ملاك صحت و درستي رفتار ما تعريف و تمجيد دشمنانمان نيست
و البته توهينهاي آنان نيز نبايد حمل بر اشتباه ما باشد.
اگر قرار بر
اين بود كه انتخابات ايران سبب تغيير ادبيات غرب شود، قطعا بايد در
انتخابات سال ۸۸ چنين رخ ميداد. جايي كه به مراتب حضور مردم پرشورتر بود و
رئيسجمهور دهم هم با آراي بيشتري توانست بر جايگاه رياست جمهوري تكيه
بزند.
به راستي چرا چنين نشد و بعضيها طعم خوب آن پيروزي را به كام
ملت تلخ كردند و برخي هم نه تنها در مقابل قانونشكنان نايستادند، بلكه به
عنوان وكيل مدافع متهمان ظاهر شدند و براي ضربه زدن به دولت دهم از هيچ
كوششي فروگذار نكردند.
الحمدا... كه دولت يازدهم، دولت مطلوب است و
مصداق تصورات و آرزوهای ايشان است و طبيعتا بايد همه مشكلات مردم با تدبير
رئيسجمهور منتخب و مشاورههاي جناب هاشمي برطرف شود. پس ديگر نبايد
بهانهاي باشد.
اما اي كاش شما كه اين روزها خود را در لباس يك فاتح ميبينيد كه توانسته دولت احمدينژاد را كنار بزند، قدري آهسته تر سخن برانيد.ن اشاره نكردهاند كه منظورشان از سالهاي آوار
افراط و تفريط به دورههاي قبلي نيز برميگردد يا منظورشان تنها به همين ۸
سال پيش و دولت منتقد ايشان برميگردد.
آقاي هاشمي در بخش ديگري از
سخنانشان گفته اند كه: « کنترل تیتر و مطالب روزنامهها حاصل عدم تحمل و
خفقان رسانهای است. رسانهها آیینه انعکاس اوضاع جامعه هستند و هیچکس
نمیتواند روزنامههای ناقد و دلسوز منافع و مصالح ملی را خصوصاً در عصر
ارتباطات، محدود کند.»